أفَبِهذَا الْحَدیثِ أنْتُمْ مُدْهِنُون1
خدمت سروران گرامی
سلام علیکم
طبق معمول هر سال همین که به ماه رمضان نزدیک می شویم دقایقی از وقت شما را درباره یکی از مهمترین مسائل میگیرم و از اینکه کار قرآن به جایی رسیده که باید مثل من این حرف ها را بزند (که از دهانم بزرگتر است) شرمنده ام.
- آیا می دانید به ما دستور داده اند که هرگاه فتنه ها مانند پاره هایی از شب تار به شما روی آورد به قرآن پناه ببرید؟ (فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفِّع)2
- آیا میدانید بسیاری از فارغ التحصیلان ما نمی توانند یک صفحه قرآن را بی غلط بخوانند.
- آیا میدانید بعضی به خیال اینکه قرآن از فهم بشر بالاتر است و فهم آن مخصوص اهل بیت علیهم السلام است از تدبر در آن می ترسند، با اینکه خداوند دستور به تدبر داده است و در حدیث می خوانیم: فَمَنْ زَعَمَ أنَّ کِتَابَ اللهِ مُبْهَمٌ فَقَدْ هَلَکَ وَ أهْلَک3
راستی اگر قرآن را نمی توان فهمید پس چگونه به ما دستور داده اند روایات را بر قرآن عرضه کنیم و اگر ضد آن بود آن روایات را به دیوار بزنیم.
- آیا می دانید مهجوریت قرآن غافلانه نیست زیرا در قرآن می خوانیم در روز قیامت پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: پروردگارا قوم من قرآن را مهجور گرفتند و نمی فرماید قرآن نزد قوم من مهجور بود و مهجور گرفتن با توجه و عمد است. وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً4
- آیا می دانید این شکایت در چه شرایطی صورت می گیرد:
الف: در عظیم ترین و پر مخاطره ترین دادگاه یعنی روز قیامت
ب: نزد عالی ترین قاضی یعنی خداوند
ج: از محبوب ترین و بالاترین مقام هستی یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله
د: شکایت توسط کسی است که مظهر رحمه للعالمین است.
ه: شکایت پدر از فرزند است. أنَا وَ أنْتَ أبَوَا هَذِهِ الْاُمَّه5
و: شکایت با استمداد از کلمه یا رب است.
ز: شکایت از کسی است که امید شفاعت از او داریم. ویل لمن کان شفعاءه خصماءه.
- آیا می دانید مثال ما مثال بیماری است که بجای مصرف دارو مشغول چیدن و تنظیم انواع قرص هاست.
- آیا می دانید مثال ما مثال مهمانی است که به جای گوش دادن به سخنان صاحب خانه به نقش و نگار در و پنجره توجه می کند.
پی نوشت:
1. واقعه، 81
2. کافی، ج2، ص 599
3. بحارالانوار، ج 89، ص 90
4. فرقان، 30
5. بحارالانوار، ج 36، ص11