شنبه 9 اسفند 1404
کد : 27761-41088      تاریخ ایجاد : دو شنبه 21 تیر 1400   آخرین بروزرسانی : دو شنبه 21 تیر 1400    تعداد بازدید : 232

به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا سلام الله علیهما

به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی و زهرا (علیهما السلام) متنی ادبی منتشر می شود.

به گزارش روابط عمومی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه، در بارگاه ملکوت جشنی بر پا شده است؛ عطر گل یاس فضا را پر کرده است. جهان آفرینش چنین پیوند مقدسی را تابه حال ندیده است. دو انسان برتر، دو فرشته پاک آسمانی، دو عرش نشین بهشت جاودان و دو زوج بی نظیر و بی همانند، پیوند خود را جشن می گیرند. فاطمه زهرا نور چشم عزیز پیامبر، و علی پرورش یافته در آغوش پیامبر، برادر، وصی و جانشین پیامبر، این پیوند در آسمان ها نوشته شده است.

حضرت علی از چگونگی ازدواج خود با حضرت زهرا می گوید:

هر چه من بیشتر محبت رسول خدا را نسبت به خویش دریافتم بیشتر حیا کردم، در بیان آنچه از او می خواستم. سلام کردم و به امر پیامبر، زانو به زانوی او نشستم. سرم را به زیر انداختم و نگاهم را از شرم بر زمین زیر پای پیامبر دوختم. من امروز به خواستگاری دختر گرانقدرت فاطمه آمده ام میان این خواهش و اجابت چقدر فاصله است؟

چهره پیامبر باز و بازتر شد و تبسمی شیرین بر لبان او نشست و این کلمات دوست داشتنی از میان لب های او تراوش کرد: بشارت باد بر تو ای اباالحسن، که پیش پای تو جبرئیل بر من فرود آمد و پیام آورد که پیوند تو و فاطمه را خداوند (جل و علا) در آسمان ها منعقد کرده است.۱

و اما خاطراتی از آن شب فراموش نشدنی، که روشنایی اش با هزاران روز برابری می کرد.

شب بود، اولین شب فراموش نشدنی. همه آن ها که برای بدرقه عروس تا درگاه خانه داماد آمده بودند، حالا دیگر دور شده بودند. آن همه هیاهو و همهمه عروسی ناگهان فرو نشست؛ همه رفته بودند، فقط سکوت مانده بود. آن جا درست بین آن دو نشسته بود و نمی خواست تنهایشان بگذارد.

به چه فکر می کنی فاطمه جان! صدای علی بود که واداشت سکوت بگریزد. فاطمه به دورها خیره شده بود به نوری که از مهتاب پشت پنجره به درون می ریخت.

همانطور که امشب از خانه پدرم به خانه شما آمدم یک روز یا یک شب از خانه دنیا به آخرت خواهم رفت

سکوت چون هاله ای دوتائیشان را بغل می کند. لای مهتاب اتاق هر دو به سفر می اندیشند. به او که در پایان راه منتظر هر دوشان ایستاده است.

عشق کوچک در لابه لای عشق بزرگ گم می شود. عشق بزرگ دوباره عشق کوچک را برمی گرداند، دوباره آن را می گذارد در قلب های مسافر. فاطمه ناگهان به چشم های مردش خیره می شود. هر دو نگاه از شعله های عشق پرند علی! انگار نمی خواهد جواب دهد تا او دوباره صدایش کند: علی! تو را به خدا می آیی امشب را نماز بخوانیم: می آیی با هم تا صبح خدا را بخوانیم.

و این زیباترین تابلو از زیباترین پدیده جهان آفرینش است.

 

منبع: دیدار آشنا - آذر و دی ۱۳۸۶، شماره ۸۷ - به بهانه سالروز ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا علیهما السلام

 

 

 

نظر شما :
captcha