تحلیل بند یک سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه سلامت:
رییس اتاق فکر دانشگاه علوم پزشکی کرمان- دکتر سمیه نوری حکمت
در تمدن اسلامی، رعایت ارزشهای انسانی در ارائه خدمات پزشکی از اهمیت والایی برخوردار است؛ بطوریکه در قرآن کریم و در سوره مائده به اهمیت احیای نفس آنطور اشاره شده است: کسی که در نجات جان یک نفر بکوشد مانند آن است که در نجات جان همه انسان ها کوشیده است. همچنین پیامبر بزرگوار اسلام نیز بر دانش پزشکی ارج نهاده و آن را هم طراز دانش دینی قرارداده است .
این آموزه ها در حالیست که به اذعان بسیاری از سیاستگذاران نظام سلامت، یکی از ریشه ای ترین کمبودها که مشکلات زیادی را در نظام سلامت کشور ایجاد نموده است، فقدان مبانی نظری و فلسفی بومی و منطبق با ارزش های حاکم بر کشور و جامعه ایرانی است.
با وجود منابع غنی که از صدر اسلام و پس از آن به همت ائمه اطهار و عالمان دینی در حوزه سلامت و سبک زندگی اسلامی- انسانی، ارائه و گردآوری گردیده است؛ متاسفانه امروزه شاهد آن هستیم که در اغلب موارد دیدگاه کلی حاکم بر نظام سلامت کشور ما یک دیدگاه غیربومی است که با ترکیبی از اصول انسان شناسی غربی بنا نهاده شده است .
از سوی دیگر مختصات نظام کنونی سلامت و آموزش پزشکی با آنچه از مکاتب ایرانی سلامت و آموزش پزشکی برجای مانده است نیز همخوانی ندارد. برای نمونه در مکتب "خوزی" که مکتب پزشکی قدرتمند عصر ساسانیان در ایران بوده و نمونه های موفق دانشگاه و بیمارستان جندی شاپور را به دنیا معرفی نموده است، تعریف کاملا متفاوتی از سلامت ارائه شده است. در این دیدگاه، سلامت از دیدگاه بیمار تعریف می گردد و فرد زمانی سالم است که خود احساس سلامتی می کند. در این تعریف، سلامت یک وجود اعتباری دارد، زیرا وابسته به "فرد" و "اندیشه و احساس فرد" است. طبیعی است که در چنین مکتبی بیمار از چه جایگاه رفیعی برخوردار است و سیستم سلامت تنها به منزله کارگزاری است که وظیفه خدمت رسانی به افراد را برای دستیابی مجدد به سلامتی دارد و نه تصمیم گیری و اجرای تصمیمات بالینی بدون دریافت دیدگاه ها، ترجیحات و مشارکت بیمار .
نمونه دیگر از این پارادوکس را میتوان در تفاوت دیدگاه نسبت به ارزش سلامتی در مکتب اسلام و نظام پزشکی حال حاضر دید؛ امروزه تشویق تخصص گرایی در درمان بیماران باعث توجه صرف به درمان بیمار در بیمارستان های تخصصی و فوق تخصصی و بی توجهی به پیشگیری از بیماری و کنترل عوامل ایجاد کننده بیماری در خانواده و جامعه پیرامون بیمار شده است؛ گویی بیماری جسمی بیشتر از سلامتی ارزش دارد و تنها زمانی که افراد بیمار شوند، نظام سلامت باید به آنها توجه کند و خدمت ارائه دهد. این درحالی است که طبق آیه ۱۶ سوره مائده ارزش سلامت در حدی است که از آن بعنوان پاداشی برای نیکوکاران یاد شده است. "خداوند به وسیله آن (قران)، کسانی را که خشنودی او را دنبال می کنند به راه های سلامت که تأمین کننده نیکبختی آنهاست رهنمون می شود ..." طبق این آیه، سلامت مفهومی بسیار فراتر از سلامت جسمانی داشته و به سلامت روانی و معنوی نیز اشاره دارد .
این آیه و نظایر آن نقش جدی در تبین فلسفه اسلامی سلامت دارند و بر کلیه صاحبنظران در هر دو حوزه سلامت و حوزه معارف اسلامی واجب است که با تحلیل دقیق آیات و روایات مبین سبک زندگی فردی و اجتماعی، فلسفه سلامت اسلامی را تبیین نموده و مسیر گام به گام انعکاس این فلسفه غنی در بازمهندسی نظام سلامت کشور را مدل سازی نمایند.
همچنین رهبر فرزانه انقلاب با شناخت دقیق از موقعیت کنونی نظام سلامت و آموزش پزشکی و نیازهای آینده آن، در بخش دیگری از این بند به موضوع ارتقاء نظام انتخاب و تعلیم و تربیت اساتید و دانشجویان و تحول در محیط های علمی و دانشگاهی متناسب با ارزش های اسلامی، اخلاق پزشکی و آداب حرفه ای اشاره ای بس هوشمندانه نموده اند.
شایان ذکر است که بهترین زمینه برای ایجاد تحول اخلاقی، ایجاد الگوهای مناسب است و اساتید می توانند بهترین الگو برای دانشجویان خود باشند.
تحقیق و تفحص در رفتار حرفهای الگوهای برتر اخلاقی نظیر حکیم طبری، رازی، ابن سینا، الاخوینی، ابن هندو، سمرقندی و طوسی و صدها چهره درخشان دیگر و معرفی آنان به اساتید و دانشجویان علوم پزشکی کمک زیادی به تکامل علم اخلاق در حوزه سلامت و آموزش و پژوهش های مرتبط با سلامت خواهد نمود.
آموزش پزشکی و ارائه خدمات بهداشت اگر با رعایت اصول اخلاقی و ارزش های انسانی-اسلامی همراه باشد، اهداف والای آموزش طب و نیاز جوامع را با کیفیت بهتری تامین می کند. صلاحیت علمی اساتید، به روز بودن اطلاعات علمی، احترام به شخصیت فراگیران و رعایت اصول اخلاقی در ارتباط با بیماران –خصوصا در محضر دانشجویان که تشنه فراگیری رفتار حرفه ای هستند- مهمترین اصول اخلاقی در آموزش هستند که در این بند مورد توجه رهبر فرزانه انقلاب قرارگرفته اند .