چهار شنبه 22 مهر 1405
کد : 24923-15367      تاریخ ایجاد : یکشنبه 11 خرداد 1393   تعداد بازدید : 246

تحلیل بند ۱۳ سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه سلامت

توسعه کیفی و کمی نظام آموزش علوم پزشکی به صورت هدفمند، سلامت محور، مبتنی بر نیازهای جامعه، پاسخگو و عادلانه و با تربیت نیروی انسانی کارآمد، متعهد به اخلاق اسلامی حرفه‌ای و دارای مهارت و شایستگی‌های متناسب با نیازهای مناطق مختلف کشور

دکتر سمیه نوری حکمت- رئیس اتاق فکر دانشگاه علوم پزشکی کرمان

نظام آموزش نیروی بهداشتی درمانی و نظام ارائه خدمات بهداشتی درمانی دو روی یک سکه هستند. آموزش نیروی انسانی کارآمد مستلزم انطباق موثر دانشکده های علوم پزشکی با نظام مراقبت های بهداشتی و درمانی است؛ زیرا کارکنان بهداشتی درمانی نمی توانند صرفاً در دانشکده و آزمایشگاه و مستقل از محیط جامعه، آموزش ببینند.

در کشور ما وظایف دانشکده‌های علوم پزشکی و نظام‌های مراقبت سلامت در قالب روابط بسیار پیچیده‌ای باهم ادغام شده‌اند. پس از انقلاب اسلامی و با شروع جنگ تحمیلی، فشارهای وارد بر نظام ارائه مراقبت های بهداشتی درمانی افزایش یافت و تکاپوی مسئولان برای بهبود و ارتقا وضعیت سلامت در جامعه مشکلات مربوط به کمبود نیروی انسانی متخصص بهداشتی درمانی و ظرفیت محدود تربیت نیروهای بیشتر را آشکار ساخت. بنابراین در سال 1362 طرحی از طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه گردید تا وزارت بهداری را منحل نموده و وزارت جدیدی تحت عنوان "وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی" تاسیس نمایند که علاوه بر ارائه خدمات بهداشتی درمانی به جامعه، تربیت نیروی انسانی گروه پزشکی را نیز عهده دار شود. در نتیجه این قانون، به ناگهان ظرفیت تولید نیروی متخصص گروه پزشکی افزایش یافت زیرا وزارت بهداشت می توانست از بیمارستان های واجد شرایط خود بعنوان محیط جدید آموزش دانشجو و از پرسنل متخصص خود بعنوان اساتید دانشجویان، استفاده نماید .

یکی دیگر از اصلي ترين پيامد ادغام آموزش دانشجویان در وزارت بهداشت، می تواند پاسخگويي نظام آموزشي به نياز‌هاي جامعه مي‌باشد. امروزه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از معدود دستگاه هایی است که محصولات خود را در آینده به کار‌ می‌گیرد و بیش از هر سازمان دیگری این امکان را دارد تا همان نیروی انسانی را که به آن نیاز دارد، آموزش دهد. اين بدان معناست که وزارت بهداشت می تواند با توجه به نیاز بازار کار نسبت به پذیرش دانشجو در رشته های مختلف اقدام کند و با انجام برنامه ریزی از تربیت نیروهایی که در آینده شغلی برای آنها وجود ندارد، جلوگیری نماید. همچنین با بازنگری مداوم برنامه های درسی، دانشجویان را مطابق با نیازهای حال و آینده جامعه، تربیت نماید .

از سوی دیگر باید تربيت دانشجو در نزديک ترين مکان به صحنه زندگي مردم و با توجه به معضلات سلامت جامعه، انجام شود تا بتدریج خدمات باکيفيت مورد نیاز جامعه بصورت عادلانه و با هزینه منطقی در دسترس تمام مردم قراربگیرد. بعنوان مثال در سالهای اخیر بی توجهی به این مهم در آموزش دانشجویان پزشکی باعث شده است که بخش عمده برنامه آموزش دانشجویان در بیمارستان های آموزشی تخصصی و فوق تخصصی آموزش صورت پذیرد درحالیکه پزشکان عمومی باید بعد از فارغ التحصیلی بعنوان پزشک خانواده در مراکز بهداشت و درمانگاه ها، بیماران سرپایی را درمان نمایند .

پاسخگويي نظام آموزشي به سلامت مردم جامعه موضوعي نيست که با يک سري اقدامات سطحي تحقق يابد؛ بلکه برای تحقق این امر لازم است کلیه گروه‌های آموزشی دانشگاهها علاوه بر بیمارستان های آموزشی با سایر نهادهای تاثیرگذار بر سلامت مردم مرتبط شوند. بعنوان مثال دانشکده بهداشت باید در برابر آلودگی های محیطی و شغلی که سلامت مردم را تهدید می کند مسئول باشد و تمام تلاش خود را بکند تا با بکارگیری ابزارهای علمی سازمان‌ها و صنایع را در تولید سالم و سازگار با محیط زیست یاری نماید؛ دانشکده داروسازی باید علاوه بر تربیت دانشجو، نقش فعالی در دستیابی به خودکفایی دارویی و مدیریت بازار دارو در کشور و افزایش دسترسی عادلانه تمام مردم به داروهای مورد نیاز ایفا نماید و دانشکده های پزشکی و پرستاری باید در پیشگیری از بیماری ها و تشویق مردم به اتخاذ سبک زندگی سالم، مشارکت داشته باشند .

امید است با بهره گیری از ارشادات ارزشمند رهبر فرزانه انقلاب بتوانیم مسیر حرکت به سمت آموزش پاسخگو متناسب با نیازهای سلامت جامعه را طی کنیم تا با تربیت اطبایی حکیم و متعهد به اخلاق اسلامی در آینده نه چندان دور شاهد تحولات شگرف در سلامت و رفاه جامعه باشیم .

 

 

نظر شما :
captcha