چهار شنبه 22 مهر 1405
کد : 24923-15610      تاریخ ایجاد : یکشنبه 16 شهریور 1393   تعداد بازدید : 1227

آنچه در مورد امداد هوایی باید بدانیم

اولين حمل ‌و نقل هوايی بيماران پس از اختراع بالون توسط برادران مون گلفيه در سال 1784 و طی جنگ فرانسه و پروس به‌منظور تخليه مجروحان از پاريس توسط ژان فرانکوپيکوت صورت گرفت.

درسال 1917 و طی جنگ جهانی اول فرانسوی‌ها از هواپيما برای حمل مجروحان جنگی استفاده کردند .

 در طی دهه‌های بعد استفاده از وسايل پروازی در حمل بيماران خصوصاً در ارتش گسترش پيدا کرد و در طی جنگ دوم جهانی انتقال بيماران توسط  هواپيما بطور گسترده‌ای صورت گرفت.

اين هواپيما طی سه سال حدود 1/1 ميليون نفر بيمار و مجروح را از صحنه جنگ به ايالات متحده منتقل کرد .

در جنگ کره استفاده از بالگردهای نظامی Bell طی دو سال (از 1951 تا 1953) موجب تسهيل در انتقال بيش از 17 هزار نفر از مجروحان گرديد.
همچنين عملکرد درخشان بالگردها در جنگ ويتنام در نبرد داستوف به‌منظور جابجايی بيماران موجب شد که استفاده از اين وسيله در شرايط غيرجنگی نيز مدنظر قرار گيرد .
لذا در سال 1972 اولين برنامه انتقال بيماران به کمک بالگرد (AMT) در مناطق غيرجنگی در دنور کلرادو راه‌اندازی شد. در سال 1979 بيش از 500 مأموريت آمبولانس هوايی در ايالات متحده و بيش از 200 مأموريت در آلاسکا صورت گرفت تا سال 1990 بيش از 170 برنامه انتقال هوايی در ايالات متحده اجرا می‌شد .

در آغاز جنگ تحمیلی و بحران های بزرگ مانند زلزله رودبار و منجیل در سال 1369و زلزله بم در سال 1382 نیز انتقال و امداد هوایی نقش بسزایی را در سرعت انتقال مجروحان و مصدومین حادثه را داشت.

 مزايای انتقال هوايی:
بالگردها و هواپيماهای مدرن سرعت‌های بالايی دارند و لذا امکان انتقال سريع را فراهم می‌کنند. صعود و فرود عمودی بالگردها و امکان نشست و برخاست در سطوح ناهموار از مزايای بسيار بزرگ اين وسايل می‌باشد. از ديگر سو عموماً پرسنل به‌کار گرفته شده در اين آمبولانس ها ورزيده‌تر و با تجربه‌تر هستند. در عين حال امکان حمل تعداد بيشتری از بيماران به روش انتقال هوايی وجود دارد .
معايب و محدوديت‌های انتقال هوايی :
از نظر فيزيولوژيک تغيير ارتفاع با تغييرات دما و فشار همراه است که اين خود بر حجم گازهای موجود در بدن اثر می‌گذارد و می‌تواند موجب عوارض خاص در بيمار يا پرسنل پروازی شود .
طبق قانون بويل حجم يک گاز با فشار آن رابطه عکس دارد و طبق قانون شارل حجم يک گاز با دمای آن رابطه مستقيم دارد. لذا با صعود به ارتفاعات به علت کاهش دما (هر 300 متر 2 درجه سانتی‌گراد افت دما داريم) و کاهش فشار، انتظار تغيير در حجم گازها را خواهيم داشت . به طور مثال در ارتفاعات به علت انبساط گازهای معده، احتمال آسپيراسيون در بيماران افزايش می‌يابد لذا بايد حتماً لوله بينی ـ معدی در بيماران تعبيه شود. در حاليکه پنوموتوراکس کوچک که درحالت معمول نياز به لوله قفسه‌سينه ندارد به صرف انتقال هوايی بيمار، انديکاسيون لوله‌گذاری پيدا نمی‌کند. البته امروزه به کمک کابين‌های پرفشار و تنظيم دمای داخل کابين در هواپيماهای مدرن تا حد زيادی به اين مشکلات غلبه کرده‌اند. در عين حال اين مشکلات در بالگردها به علت سقف‌پرواز پايين‌تر کمتر ديده می‌شود. گرچه بالگردها نسبت به آمبولانس زمينی دوربردتر هستند ولی در مقايسه با هواپيماها برد کمتری دارند. متأسفانه بالگردها به شدت تحت‌تأثير آب و هوای منطقه هستند و گاه امکان به کارگيری آنان خصوصاً در آب وهوای بد موجود نيست. از جمله معايب ديگر که در هواپيما کمتر ديده می‌شود فضای فيزيکی محدود در کابين بالگردهاست . از ديگر سو هواپيماها نيز اکثراً به‌منظور حمل بيمار طراحی نشده‌اند و پرواز با آن‌ها به علت سرعت و شرايط ويژه برای پرسنل و بيماران پراسترس خواهد بود .
همچنين رطوبت در ارتفاعات کم می‌شود و شانس دهيدراسيون افزايش می‌يابد. شتاب بالا نيز در بسياری از افراد احساس ناخوشايندی ايجاد می‌کند. نيازمندی بالگرد و هواپيما به منطقه فرود از جمله مشکلات استفاده از اين وسايل است .
و بالاخره اينکه هزينه انتقال هوايی بسيار بالاتر از انتقال زمينی است و به همين علت از بالگردها توسط EMS و بيشتر در حمل بيماران از صحنه به شرط آب و هوای مناسب و در مسافت‌های حدود 150 تا 200 مايل استفاده می‌شود در حاليکه هواپيماها اکثراً توسط شرکت‌های خصوصی و در حمل‌ونقل بين بيمارستانی به‌کار می‌روند و حتی در آب و هوای نامناسب و بيشتر در فواصل بالای 250 مايل مناسب هستند .
انواع مأموريت‌های آمبولانس‌های هوايی: 
پاسخ اوليه : يعنی تخليه مجروحان و بيماران از صحنه حادثه که عموماً توسط بالگردها انجام می‌شود .
پاسخ ثانويه (بين بيمارستانی): که عبارتست از حمل بيماران بين مراکز درمانی که توسط بالگرد يا هواپيما ميسر است .
تخليه مجروحان فراوان: که در حوادث غيرمترقبه و توسط بالگرد يا هواپيما صورت می‌گيرد .  

خدمه پرواز: 
پرسنل EMS پروازی معمولاً بايد دوره‌های مربوط به پرواز و ايمنی را گذرانده باشند. مسووليت اصلی حفظ ايمنی پرواز برعهده خلبان است تيم پرسنل EMS شاغل در بالگردها اکثر موارد دو نفره و شامل پرستار ـ پارامديک يا دو پرستار يا دو پارامديک است و گاه از پزشک هم در تيم استفاده می‌شود ولی بيشترين و کاربردی‌ترين تيم همان ترکيب پرستار ـ پارامديک است و اکثر برنامه‌ها فاقد پزشک هستند :نکات ضروری در مورد باند فرود بالگردها
فاصله تا بالگرد باید 30 متر باشد. تماشاگران بايد حداقل60 ´ 30ابعاد منطقه فرود و پرسنل زمينی 30 متر از محل فرود فاصله داشته باشند. در حين نزديک شدن به بالگرد بايد تمام تجهيزات و وسايل از سطح شانه پايين‌تر نگه داشته شوند. بازکردن، بستن در کابين و سوار و پياده کردن بيمار فقط بايد با دستور پرسنل پروازی انجام گيرد. برای نزديک شدن به بالگرد فقط بايد از جلو و در منطقه ايمن به‌وسيله نزديک شد و هيچگاه نبايد از پشت به سمت بالگرد نزديک شد .
در حين نشست و برخاست بايد تمام پرسنل زمينی از وسيله حداقل 30 متر فاصله گرفته باشند. برای چشم و گوش خود و بيمار پوشش مناسب فراهم کنيد که از آسيب گردوخاک و صدا مصون بمانيد .
درصورتی که بالگرد در زمين شيب دار ايستاده از پايين شيب به آن نزديک شويد .







نظر شما :
captcha