سه شنبه 21 مهر 1405
کد : 27761-37630      تاریخ ایجاد : پنج شنبه 17 مهر 1399   آخرین بروزرسانی : یکشنبه 20 مهر 1399    تعداد بازدید : 329
حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی عارفی؛

حضرت زینب (س) قصر یزید را از نظر معنوی فتح کردند و با خاک یکسان کردند

حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی عارفی، حضرت زینب (س) قصر یزید را از نظر معنوی فتح کردند و با خاک یکسان کردند.

به گزارش روابط عمومی دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری  در دانشگاه، حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی عارفی به مناسبت اربعین حسینی در برنامه حسینیه مجازی گفت: حضرت زینب (س) قصر یزید را از نظر معنوی فتح کردند و با خاک یکسان کردند.

وی در ابتدای این جلسه ضمن عرض تسلیت ایام اربعین شهادت سرور جوانان بهشت امام حسین (ع) و یاران با وفایشان بالاخص قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس به پیشگاه مقدس امام زمان عج و مردم شریف ایران بیان کردند خداوند متعال اربعین را سیکل تربیتی قرار داده همانطور که حضرت موسی (ع) چهل روز را در کوه طور به سر بردند و خداوند متعال فرمود: وَ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً

وی افزود: اربعین در فرهنگ اسلامی ما یک مفهوم ویژه دارد و یک سیکل تربیتی است در عرفان اسلامی و یک سیکل در سلوک برای رسیدن به خداوند متعال است و لذا شما می دانید که معمولا عرفای ما برای اینکه به مقامات بالای عرفانی برسند چله می گیرند و اربعین می گیرند.

چهل روز عبادت و ریاضت می کشند تا به مقاماتی دست پیدا کنند.

همچنین روایت داریم اگر کسی فعلی را چه علم باشد  و چه از عبادات باشد چهل روز تکرار کند، این باعث می شود این عمل در جان او رسوخ پیدا کند و عادت کند و یا فعلی را میخواهد ترک کند چهل روز سعی و تلاش کند کم کم عادت می کند.

 اگر چهل روز تمرین کند و  مواظبت کند این فعل ملکه می شود.

یا این که شنیدید بعضی از علمای ما چهل روز سخن بیهوده نمی گفتند زیرا چون حدیث داریم که اگر چهل روز جز برای خدا صحبت نکنید خداوند درهای حکمتش را به روی شما می گشاید.

دکتر عارفی در ادامه گفت: کلمه چهل و چهل شب و چهل روز یک سیکل تربیتی است و لذا قران کریم می فرماید ثلاثین لیله و اتممناها بعشر

اول قرار ما این بود که سی شب عبادت کند و بعد ده شب به این افزودیم تا اینکه به مقام نبوت تامه برسد و سعه صدر پیدا کند همانطور که حضرت موسی گفت رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.

خداوند ده روز را اضافه می کند تا بشود چهل روز و مجموعا می شود چهل شبانه روز ؛ و موسی خدارا عبادت میکند تا این سیکل تربیتی کامل شود.

حرکت اهل بیت عصمت و طهارت یک سیکل تربیتی را شروع کرد که از روز عاشورا آغاز گردید و تا روز اربعین ادامه پیدا کرد و این سیکل تربیتی در روز اربعین تکمیل شد.

مسئول دفتر نهاد رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان افزود: دشمنان اسلام و بنی امیه سالها علیه اهل بیت کار تبلیغاتی کردند و جنگ نرمی را طراحی کردند و شخصیت اهل بیت را بین مردم منفور جلوه دادند؛ امیر المومنین علی ابن ابی طالب (ع) را لعن و نفرین می کردند و قداست پیامبر و اهل بیت را در بین مسلمان ها شکستند تا اینکه بتوانند ضربه نهایی را بزنند و انهدام اسلام اتفاق بیفتد و به میزان زیادی افکار مردم را عوض کردند؛ ارزش ها را عوض کردند و ضدارزش ها را ارزش کردند تا مردم آماده بشوند امام حسین (ع)، سرور جوانان اهل بهشت را در بیابان کربلا محاصره کنند و آنگونه به شهادت برسانند و بر بدن مبارکش اسب بتازند و سینه اش را خورد کنند و فرزندان و برادران و برادرزادگانش را بکشند و از این بالاتر خاندان پیامبر، ناموس امیرالمومنین(ع) و پیامبر(ص) را به اسارت ببرند.

حجت الاسلام والمسلمین عارفی بیان کرد: این کار کوچکی نبود که مسلمانان توسط خودشان به این نقطه برسند و لذا بنی امیه در کار تبلیغاتی شان موفق بودند و توانستند این زمینه را فراهم کنند.

 دشمنان اسلام فکر کردند که روز عاشورا کار تمام است چون رهبر جهان اسلام کشته شده است و وقت آن است که فاتحه اسلام را بخوانند.

اما غافل از اینکه با شهادت اباعبدالله (ع) حرکت جدیدی بر علیه بنی امیه آغاز شد.

حرکت جنگ نرم اهل بیت (ع) در برابر جنگ نرم بنی امیه یک مقابله فرهنگی تمام عیار برعلیه بنی امیه بود  لذا با شهادت امام حسین ع انفجاری اتفاق افتاد و مغزها متوجه جهان اسلام و تشیع شدند و از این فضا حضرت زینب(س) و حضرت سجاد (ع) خوب استفاده کردند و حرکت تبلیغاتی را بر علیه بنی امیه آغاز کردند؛ چه در کوفه، چه در شام و چه در مسیر، یزید را رسوا می کردند و مکتب اهل بیت(ع) را معرفی میکردند و تبلیغات همه جانبه ای را بر علیه یزید انجام می دادند.

وی گفتند: این یک حرکت تبلیغاتی بود و در شام به اوج خودش رسید و در آنجا اهل بیت(ع) به موفقیت رسیدند و کاخ یزید سنگر فرماندهی اسلام و حسینیه اباعبدالله (ع)  شد؛ به این مفهوم که فرهنگ یزید و یزیدیان شکست خورد و کاخ یزید توسط اهل بیت فتح شد.

اهل بیتی که زنجیر در دست ها و گردن هایشان بود و اسیر بودند.

آن کاخ عظیم را با خاک یکسان کردند البته نه به معنای فیزیکی بلکه از نظر معنوی فتح کردند تا آنجا که یزید دستور داد کاخ را سیاه پوش کنند و سه روز عزاداری برای اباعبدالله (ع) گرفتند.

این مفهومش این است که یزید شکست خورد و امام حسین (ع) پیروز شد با این پیروزی اهل بیت(ع) سربلند به طرف کربلا آمدند و در روز چهلم یعنی روز اربعین وارد کربلا شدند.

وی در پایان بیان کرد: چهل شب سخت را حضرت زینب (س) پشت سر گذاشته بودند در حالی که زینب (س) در پیش چشمان دشمن هرگز قطره ای اشک نریختند.

دکتر عارفی در پایان با ذکر مصیبتی از حضرت زینب (س) سخنرانی را به پایان رساندند: انسان از این عظمت و وروح و شخصیت تعجب می کند؛ ایشان مادر است مادر دو شهید، خواهر است خواهر دو شهید، خواهر شهیدانی چون امام حسین ع و عباس؛ عمه شهید است، عمه شهیدانی چون علی اکبر، علی اصغر، چون قاسم ابن حسن و عبدالله ابن حسن؛ خاله شهید است، خاله فرزندان ام کلثوم از مسلم ابن عقیل؛ با این حالت مانند کوه استواراست و احدی از دشمن قطره اشکی از حضرت زینب (س)  ندید و این آرزو را به گور بردند که زینب اظهار عجز کند لذا دل ها پر از عقده است و وقتی ایشان به کربلا رسید همان زینب با همان عظمت منتظر نماند او را از محمل پیاده کنند، خودش را از بالای محمل به زمین انداخت و خود را روی قبر امام حسین(ع) انداختند؛ بچه ها مثل گل پر پر برروی قبر ها فرود می آمدند، درست است در این بیابان مادر هم هست چون رباب و خواهر هم هست مانند ام گلثوم و دختر هم هست مانند سکینه اما این رابطه خواهر و برادر زینب(س) و حسین (ع) چیز دیگری است؛ نوشته اند زینب قبر حسین را در بر گرفت و فرمود برادر ببین از سفری امده ام که فاتح هستم، حسینم دیدی در کوفه ابن مرجانه را چگونه محکوم کردم، دیدی در شام یزید را چگونه محکوم کردم ؛ برادر اگر لباسم را کنار بزنم بدن سیاهم را خواهی دید؛ اگر کف پاهایم را ببینی  ابله ها را خواهی دید که چه سختی هایی کشیدم؛ برادر همه را سالم آوردم برادر علی ابن الحسین(ع) را چندبار خواستند بکشند اجازه ندادم؛ برادر زن ها را سالم اوردم؛ برادر وقتی پسرت علی اکبر برروی زمین افتاد اولین کسی که خود را به علی اکبر رساند در دل دشمن من بودم ولی وقتی دو طفل من را به زیر بغل زدی و به سمت خیمه آمدی از خیمه بیرون نیامدم؛ مادر بودم اما نخواستم با تو رو به رو شوم اما باید امروز تلافی کنی؛ حسینم همه را آوردم اما سراغ رقیه را از من نگیر که شرمنده هست.

 

 

 

,   

 

نظر شما :
captcha