همزمان با هفته خوابگاه ها برگزار شد؛
به گزارش روابط عمومی دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه، حجتالاسلام و المسلمین دکتر علی عارفی، در این دیدار، در تفسیر آیاتی که توسط یکی از دانشجویان تلاوت شد با اشاره به داستان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل (ع)، درباره موضوعاتی مانند تسلیم در برابر فرمان خدا، شناخت وسوسههای شیطان و نقش ایمان و تلاش در زندگی دانشجویی سخن گفت.
وی، در جمع صمیمی دانشجویان خوابگاه ۲۲ بهمن، با اشاره به داستان ابتلای حضرت ابراهیم (ع) به فرمان قربانی کردن فرزندش، گفت: «وقتی خداوند از حضرت ابراهیم (ع) خواست که فرزندش را قربانی کند، شیطان برای برهم زدن این تسلیم الهی از سه مسیر وارد شد. ابتدا رفت سراغ حضرت اسماعیل و با وسوسه گفت: پدرت جلاد است، میخواهد تو را بکشد! اما اسماعیل با ایمان و یقین گفت: از من دور شو، من تسلیم امر پروردگارم هستم. این همان لحظهای است که ما سنگ را به جمره اول، نماد شیطان کوچک، پرتاب میکنیم.
سپس شیطان رفت سراغ مادر، حضرت هاجر و از عاطفه مادری سوء استفاده کرد گفت: شوهرت دیوانه شده! میخواهد فرزندت را بکشد. مگر میشود یک مادر بایستد و نظارهگر چنین صحنهای باشد؟ هاجر، زنی که سرشار از ایمان بود، با صلابت پاسخ داد: ما تسلیم امر خدا هستیم، از ما دور شو! و اینجاست که جمره دوم، شیطان میانه، با سنگهایی از جانب هاجر روبهرو میشود.
اما شیطان مأیوس نشد. رفت سراغ خود حضرت ابراهیم. گفت: ابراهیم! این کاری که میکنی، بدعت میشود، فردا مردم به تقلید از تو فرزندانشان را میکشند. از انجام این کار دست بردار! ببین شیطان چطور از زاویه دین، از ظاهر منطق و عقل وارد میشود. اینجا دیگر با الفاظ فریبدهنده و منطقی سعی میکند دل مؤمن را بلرزاند. ابراهیم اما مردی نبود که با الفاظ گول بخورد. او شیطان را شناخت و سنگ سوم را هم پرتاب کرد؛ جمره عقبه را نشانه گرفت و او را از خود دور ساخت.
اینجاست که حضرت ابراهیم رو به فرزندش کرد و گفت: پسرم، باید فرمان پروردگار را اجرا کنم. اسماعیل با آرامش و ایمان گفت: پدرجان، چشمانم را ببند، صورتم را به سوی زمین بگذار تا نگاه تو به من نیفتد، که مبادا در لحظه اجرای فرمان خدا، دلت بلرزد. ببینید اوج تسلیم را، اوج معرفت و ایمان یک نوجوان را. این است معنای جوان مؤمن. نه آنکه با یک تمسخر یا یک برچسب نمازخوان بودن، ایمانش را کنار بگذارد و بگوید: ولش کن، دیگر نماز نمیخوانم!
ابراهیم کارد را تیز کرده بود. آماده اجرای فرمان بود. کارد را روی گردن پسر گذاشت. در همین لحظه، صدایی آمد: ای ابراهیم، دست بردار! ما از ابتدا قرار نبود انسانی کشته شود. ما نمیخواستیم خون ریخته شود؛ ما میخواستیم بندگی تو را، تسلیم تو را به نمایش بگذاریم. میخواستیم تا ابد به عالمیان نشان دهیم که برای خدا باید از همه چیز گذشت؛ حتی از عزیزترینهایت. و تو، ای ابراهیم، از این آزمایش بزرگ سربلند بیرون آمدی. سلامٌ علی ابراهیم. کذلک نجز المحسنین.
خداوند می فرماید: «پدر شما ابراهیم است»، یعنی ابراهیم نه فقط پدر انبیاست، بلکه الگوی انسانیت است.
ندا آمد که: ای ابراهیم، گمان نکن این یک امتحان ساده بود. این امتحانی بزرگ، آشکار، جانکاه و نفسگیر بود. و تو آن را با تمام وجود به سرانجام رساندی. وفدیناه بذبحٍ عظیم؛ ما جایگزینی فرستادیم، اما اصل ماجرا کشتن نفس بود، نه تن.
اینجا معنا پیدا میکند که "منا" کجاست. "مُنا" یعنی جایی که تمنای یار در آنجا شکل میگیرد. "عرفات"، محل شناخت است؛ مشعر جایی که انسان به درک عمیق میرسد. اما منا، جاییست که اگر کسی میخواهد تمنای معشوق کند، اول باید نفس خود را قربانی کند. فقط در آن صورت است که معشوق خود را نشان میدهد. در آنجاست که زیبایی حج و حقیقت بندگی شکوفا میشود.
ابراهیم را خدا سخت آزمایش کرد. معلوم میشود رسیدن به حقیقت، بدون سختی ممکن نیست؛ حتی اگر پیامبر باشی، حتی اگر معصوم باشی. خدا اول بندگانش را میچلاند، بعد انتخابشان میکند. تا زمانی که حالت را نگیرد، حال نمیدهد.
حتی حضرت موسی (ع) را هم ابتدا فرستاد سراغ فرعون. فرعونی که اسمش لرزه بر اندام میانداخت. آدمکش، مستبد، بیرحم. اما چه گفت؟ گفت: برو و نرم بگو. حتی اگر مخاطبت فرعون است، باید مهربان باشی. پس امر به معروف و نهی از منکر ابتداء با خشونت نمیشود. باید نرم، دلسوز، و از سر مهر و محبت باشد.
بعد از همه آن سختیها، حضرت موسی به نیل رسید. یک طرف رود، طرف دیگر دشمن. راهی نمانده بود. چند قدم بیشتر تا کشته شدن فاصله نداشت. لحظه لحظه، نفسگیر بود. اما در همان دم، دریای نیل شکافته شد؛ راه باز شد. معجزه زمانی رخ میدهد که بنده تا لحظه آخر ایستادگی کند. نه آنکه بنشیند دعا کند که نمره خوب بگیرد، اما تلاشی نکند. دعا باید با حرکت باشد، با تلاش، با مجاهدت باشد.
در ادامه این نشست به مشکلات خوابگاهی دانشجویان رسیدگی شد و از مسئولین دانشگاه خواسته شد در جهت رفع سریع مشکلات ذکر شده خوابگاه اقدام لازم را به عمل آورند.
در پایان برنامه، در فضایی صمیمی و پرنشاط که تا ساعات پایانی شب ادامه داشت، به تمامی پرسشها و شبهات دانشجویان با حوصله و دقت پاسخ داده شد.